تبليغاتX
ناگهان چه زود دیر می شود <>

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای، باران

باران

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 ساعت 21:54 | لینک ثابت |