شنديم مي خواي بري باز من و تنها بذاري
هرچي ياد و خاطره ست پشت دلت جا بذاري
شنيدم گفتي نگاهش واسه چشمام عاديه
هر چيزي حدي داره محبتاش زياديه
شنيدم يه مدتي مي خواي ازم دوري كني
اينه رسمش كه با اين ديوونه اينجوري كني
شنيدم همين روزا بازم مي خواي بري سفر
بسلامت ! عزيزم اما همينجور بي خبر
شنديم خسته شدي از بازياي سرنوشت
نكنه اينبار ديگه بي من مي خواي بري بهشت
شنيدم گفتي كه سرنوشتمون دست خداست
اما تو خوب مي دوني حسابت از همه جداست.
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 0:56 | لینک ثابت |

